لابلای آه دلم یه غصه فریاد
ابوذر روحیپسندیدن1
بازدید1K
لابهلای آه دلم یه غصه فریاد میکِشه اشکامو مخفی میکنم، اما چشام داد میکِشه زخمی که توی سینمه هیچ جوری مرهم نداره به یاد یک حرم شبا، تا صبح دلم عزاداره این روزا روضه میگیرم به یاد روضهی غمش روم نمیشه بگم شده، چهها به صحن و حرمش خندههامون گریه دارن فصل عزا و شادیه دلم خرابِ حرمِ، آقام امامِ هادیه **** قامت گلدستهی تو، اگه یه ذره خم شده کی گفته بغض دشمنت، میون ماها کم شده سینهزنت تا عمر داره، به داشتن تو مینازه پا بده با سرش میاد، صحن و سراتو میسازه یه روز میاد که اون حرم تو گریهها جا میگیریم توی طواف سینهزنون شورِ یازهرا میگیریم خندههامون گریه دارن، فصل عزا و شادیه دلم خراب حرمِ آقام امامِ هادیه... **** گوشهی زندان میچکه بارون زِ چشمای شما آقا چرا ورم داره زیر کف پای شما تشنگی اذیت میکنه، عطش نشسته تو گلوت میگن جای تازیانهاس آقا به روی سر و روت چند ساله بین زنجیرا، نشسته در تاب و تبی چند ساله که عزادارِ روضهی عمه زینبی چند ساله که صحن خونت پرچمِ لاله میزنی نالهی غسل و کفنِ طفل سه ساله میزنی همه میدونن خونِ ما وصله به رگهای شما همه میدونن شونمون، زخمیه داغ کربلا هرجا بریم ما آخرش گریمونه تو شور و شِین اینه که مستی میکنیم فقط با ذکر یا حسین خندههامون گریه دارن فصل عزا و شادیه دلم خراب حرمِ، آقام امامِ هادیه...