قلبم از بردن نامت ضربان میگیرد
محمد ابراهیمی اصلپسندیدن23
بازدید1.2K
قلبم از بردن نامت ضربان میگیرد فقط از روضه وجودم هیجان میگیرد بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری تن پوسیدهام از عطر تو جان میگیرد قدکمان نوکر پیر تو بنازم که هنوز چون جوانی دم تو سینهزنان میگیرد کام ما را به جنون تربت تو باز نمود شاعرت از نفست فن بیان میگیرد قوت قلب جهان است زمین حرمت عشق در کرببلا تازه زبان میگیرد روضهی هفتگیام زندگیام داده حسین بی عزای تو دلم رنگ خزان میگیرد روزی اشک مرا خواهرتان امضا کرد مادرت دست دعا بر سرمان میگیرد بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا لگیرم در بغل قبر شهید کربلا