قصه ی عشق شیعه، دوباره برملا شد
حاج سعید حدادیانپسندیدن0
بازدید400+
قصه ی عشق شیعه، دوباره برملا شد قافله ی حسینی، نزدیك كربلا شد صدای هق هق از كجاوه ای می رسه یا رب به جون آسمون آتیش زده گریه ی زینب الهی كه نشه، یه تار مو، از سر تو كم الهی كه نشه، از غم تو، قامت من خم مگه یادم می ره، غروبای تلخ مدینه مگه یادم می ره، شكفتن گل روی سینه دلم یه یاكریمه، تو كربلا مقیمه دنبال یه یتیمه یتیمی كه داره به دنبال باباش می گرده یتیمی كه باباش به خیمه ها بر نمی گرده مگه یادم میره، كه پهلوتو چه جور شكستن