قصد کرده است تمام جگرم را ببرد
حسین محمدی فامپسندیدن0
بازدید1.8K
قصدُ کرده است تمام جگرم را بِبرد با خودش دلخوشیِ دور و بَرم را ببرد من همین خوش قَد و بالاي حرم را دارم یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد دستُ رنج همهي زحمت من این آهوست چقدر چشم نشسته،ثمرم را ببرد این چه رسمی است پسر جاي پدر ذبح شود حاضرم پاي پسرهام، سرم را ببرد تا به یعقوب نگاهم نرسیده خبرش می شود باد برایش خبرم را ببرد نیزه دنبالِ دلم بودُ تنش را میگشت قصدُ کرده است بیاید جگرم را ببرد ******** جانِ من، قول بده دست به گیسو نبَري مقنعهت باز شود، بال و پَرم را ببرد تو برو خیمه خودم پشت سرت میآیم چه نیازيست کسی مُحتضرم را ببرد دست و پا گیر شدم، زود زمین میافتم یک نفر زود، تنِ دردسرم را ببرد همه سرمایهام این است که غارت شده است هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد صد پسر خواسته بودم ز خدا ،آخر داد صد علی داد به من تا که سرم را ببرد شاعر: علی اکبر لطیفیان