قسمتی از کتاب فتح خون
حاج محمود کریمیپسندیدن1
بازدید1.8K
اگر كربلاییان تا اوج آن تشنگی، كه میدانی، نرسند، چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟ آن شراب طهور كه شنیدهای بهشتیان را میخورانند ،میكدهاش كربلاست و خراباتیانش، این مستانند كه اینچنین بی سر و دست و پا افتادهاند. آن شراب طهور را كه شنیدهای ، تنها تشنگان راز را مینوشانند و ساقیاش حسین است؛ حسین از دست یار مینوشد و ما از دست حسین. الا یا ایها الساقی ادر كأساً و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكلها ***