قسمتم بوده بدین منوال
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن5
بازدید2.1K
قسمتم بوده بدین منوال الف قامت من شد دال باورم نیست تو را دیدم غرق خون در وسط گودال پسر مادر من، با لب تشنه کُشتنت نازنین دلبر من با لب تشنه کشتنت غرق خون پیکر من با لب تشنه کشتنت حسین من، حسین من، حسین من، حسین من یا اَخا بعد تو پژمردم تازیانه ز عدو خوردم این همه نیزه فرود آمد (دیدم و پیش تنت مردم)۲ زیر سُم فرس افتاده تنت حسین من با سر نیزههاشون کِشوندنت حسین من بمیرم با لب تشنه کشتنت حسین من داغ هجران تو پیرم کرد لب عطشان تو پیرم کرد کودکانت همه سرگردان (اشک طفلان تو پیرم کرد)۲ کی شود باور من این تن صد پارهی توست؟ به سر و سینهزنان خواهر بیچارهی توست اینکه غارت زده، این خیمهی آوارهی توست حسین من، حسین من، حسین من، حسین من