قرعه بخت به پابوسی مهتاب افتاد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.6K
قرعه بخت به پابوسی مهتاب افتاد سجده سرخ به شكرانه به محراب افتاد قاسم از دست تو در حجله خون جان عمو آن چنان خورد عسل كه دهنم آب افتاد بین آغوش كریمانه ات آخر دیدی دل بسمل شده از اوج تب و تاب افتاد باز هم حرمله و تیر و گلو تنگ غروب آخرین ماهی این تنگ به قلاب افتاد ای بهم ریخته اوضاع بهم ریخت ببخش باز هم كشتن قربانی از آداب افتاد عشق بر طالع من با قلم زخم نوشت كه سرم در قدم حضرت ارباب افتاد