در قتلگاه قدرت بر خواستن نداشت
ابوالفضل بختیاریپسندیدن6
بازدید9.1K
در قتلگاه قدرت برخواستن نداشت آن یوسفی که پیرهنی بر بدن نداشت میگفت خواهرش لب گودال قتلگاه این رو به قبله اینهمه نیزه زدن نداشت سر نیزهها اجازه ندادند پا شود از زیر چکمهها نفسِ پا شدن نداشت یک عده میبُرند و یک عده میبَرند انگشتر و عبا و ردا ظاهراً نداشت در بوریا که ریخته شد جمع شد حسین پس بی کفن نبود کفن داشت تن نداشت زینب به سوی شام روان شد ولی حسین بر روی خاک بود و سری بر بدن نداشت