قبل از اینکه شرری بر جگر من باشی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.3K
قبل از اینکه شرری بر جگر من باشی تو بنا بود بمانی، سپر من باشی از من غمزده بعد از پدرت رکنی رفت تو بنا بود که رکن دگر من باشی حرف از رفتن خود می زنی و می میرم تو چرا زخم دل شعله ور من باشی آه خوش بود دلم فارغ از این شهر غریب فاطمه تا به ابد دور و بر من باشی حال همراه شدی دست به دست عجلت کاش می شد که فقط همسفر من باشی تو دعای سفرت خواندی و من در عوضش از خدا خواستم ای محتضر من، باشی پر و بال تو شکسته است ولی ممنومم با همین حال اگر بال و پر من باشی همه دیدند تو با سینه ی زخمت، ماندی تا در آن موج بلا، پشت سر من باشی