قبل از آنی كه شرر بر جگر من باشی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید1.2K
قبل از آنی كه شرر بر جگر من باشی تو بنا بود بمانی سپر من باشی از من غم زده بعد از پدرت ركنی رفت تو بنا بود كه ركن دگر من باشی حرف از رفتن خود می زنی و می میرم تو چرا زخمِ دلِ شعله ور من باشی آه، خوش بود دلم فارق از این شهر غریب فاطمه تا به ابد دور و بر من باشی حال همراه شدی دست به دستِ اجلت كاش می شد كه فقط همسفر من باشی تو دعای سفرت خواندی و من در عوضت از خدا خواستم ای محتضر من، باشی پر و بال تو شكسته است ولی ممنونم با همین حال اگر بال و پر من باشی