قامتش را ندید حتی ماه
حیدر خمسهپسندیدن6
بازدید1.8K
قامتش را ندید حتی ماه چون علمدار، پردهدارش بود مَحرم مَحمِلش فرشته نبود تا علی اکبرش کنارش بود کاروان عشیرهی زهرا تحت امرش، در اختیارش بود مَحملش ایستاد و پایین رفت لحظهی سخت انتظارش بود شور میزد دلش میدانست قتلگاهی در انتظارش بود آهِ گرمی کشید از جگرش کربلا را که دید زد به سرش