نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قافلهی حسینی عازم آسمونه رسیده اما پیداست نیومده بمونه بانیان عهد قالوا بلی از همون روز تو راهن تا الان چند صباحی مهمون کربلان چه عزیزایی چه جوونایی علی اکبر میگه تو حرم چه اذونایی شب میقاته شب شیدایی اومدن پشت سر حسین چه شهیدایی (ابی عبدالله ابی عبدالله لک لبیک یا حسین ابی عبدالله) چه کربلا که خاکش مقدس و عزیزه قرار رو زمینش خون حسین بریزه این قرارِ اربابه با خدا که حسین باشه سر از تن جدا سرزمین موعوده کربلا، کربلا شبی تو عالم مثل امشب نیست هیچ دلی تو دنیا خونتر از دل زینب نیست چه کنه زینب دل بیتابو وقتی میبینه رو نیزهها سر اربابو (ابی عبدالله ابی عبدالله لک لبیک یا حسین ابی عبدالله)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد