نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

قاسم جان بلندشو از رو خاک میدون از زخمای جسمت میریزه همش خون دَرهم شد تنِ تو، زیر دست و پاشون زیر و رو شدی با نعل مَرکباشون عمو حسین، عمو حسین... **** مونده زیر نعل مَرکب دست و پاهات غرقِ خون شدی و له شد استخونات پاشو یادگارِ داداشِ غریبم پاشو که عموجان بییار و حبیبم عمو حسین، عمو حسین... **** اهل خیمه قاسم، هستن چشم به راهت اوضاعیه اینجا بین قتلگاهت جونم رو لب اومد تا که دیدمت من پاشو که عموتو تنها دیده دشمن عمو حسین، عمو حسین...
هنوز نظری ثبت نشده