فریاد غم به عرش معظم رسیده است
حاج منصور ارضیپسندیدن8
بازدید200+
فریاد غم به عرش معظّم رسیده است عالم عزا گرفته محرّم رسیده است جبرییل نوحهخوان مصلّی اعظم است باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟ ***** اشک زلال چشمهی سرریز میشود از عرش کهنه پیرهن آویز میشود احرام بستهایم در این ماه با حسین پیچیده در جهان لکَ لبیک یا حسین عشق است آن چه با پر ما شمع میکند ما را حسین دور خودش جمع میکند بند دل نسیم بهاری گسسته است بر سر در حسینیه پرچم نشسته است یک عمر خاطرات غم آوردهایم ما پیراهن سیاه به تن کردهایم ما مانند طفل سوی پدر میدویم ما هیئت نگو بگو حرمش میرویم ما شرح شروع نوکریاش بیمقدمه است بانی پخت نذری این بزم فاطمه است شه پر به چلچراغ علمدار میزند حیدر کتیبه بر در و دیوار میزند نظم صفوف سینهزنان گر مرتّب است در اصل بین روضه میاندار زینب است دل با غم حسین پر آشوب میشود گریه کنیم زخم تنش خوب میشود آشفتهایم لختهی خون در صدای ماست درد مکرّریم خیابان دوای ماست چندین شب است یاد شهیدان کشوریم تعزیهدار رهبریم، دلواپسیم دلواپسی مادران میناب را ببین کودککشی حرملهها را بیا ببین سروی که ایستاده تکان هم نمیخورد فرزند پادشاه نجف غم نمیخورد سینهزن حسین فدای ولایت است فکر و خیال هر شب و روزش شهادت است ایران مرید مکتب آقای کربلاست پایان کار صهیون به دست ماست این اربعین به حادهی دلخواه میرویم از خاک قدس سمت نجف راه میرویم احیای جان خستهدلان است یا حسین صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین آن یوسفی که پیرهنش را کشیدهاند با چکمه روی پیکر پاکش دویدهاند ***** ای کاش صدایم به تو آقا برسد این دلنگرانیام به مولا برسد خاکم به سر ای حسین اگر پای حرم تا اردوی لشکری مهیّا برسد زینب اگر عزم کاروان بردارد ای کاش که حرز بانوان بردارد با خواهر خود بگو که یا برگردد یا رخت اسیری زنان بردارد من هر چه بگویمت فراتر از آن کوفیست جسور و بی حیاتر از آن کوفیست وحشیتر از آنند که معجر نبرند خلخال یتیمان پربهاتر آن است که نبرند اینجا صحبت از اسیری مهمان است حرف همه سنگ بر لب و دندان است اینبار نه قرآن سر نیزه بزنند سر نیزه به حلق قاری قرآن است