فریاد غم به عرش معظم رسیده است
حاج عبدالله باقریپسندیدن3
بازدید100+
فریاد غم به عرش معظّم رسیده است عالم عزا گرفته محرم رسیده است جبریل نوحهخوان مصلّای اعظم است باز این چه شورش است که در خلق عالم است اشک زلال چشمهی سر ریز میشود از عرش کهنه پیرُهن آویز میشود احرام بستهایم در این ماه با حسین پیچیده در جهان لک لبیک یا حسین عشق است آنچه با پر ما شمع میکند ما را حسین دور خودش جمع میکند بند دل نسیمِ بهاری گسسته است بر سر در حسینیه پرچم نشسته است یک عمر خاطرات غم آوردهایم ما پیراهن سیاه به تن کردهایم ما مانند طفل سوی پدر میدویم ما هیأت نگو بگو حرمش میرویم ما دمنوش بعد روضه دلیل نجات ماست چای دم حسینیه آب حیات ماست شرح شروع نوکریاش بی مقدمه است بانی پخت نذری این بزم فاطمه است شهپر به چلچراغ علمدار میزند حیدر کتیبه بر در و دیوار میزند دل با غم حسین پر آشوب میشود گریه کنیم زخم تنش خوب میشود (جوان بزرگ نکردم که دست و پا بزند) آشفتهایم لختهی خون در صدای ماست درد مکرریم خیابان دوای ماست چندین شب است یاد شهیدان کشوریم دلتنگهای تعزیه داری رهبریم این داغ را غمیِ ازلی میکنیم ما با گریه یاد سیّد علی میکنیم ما دلواپسی مادر میناب را بیا ببین کودک کشی حرملهها را بیا ببین آتش زده به قلب همیشه حزین ما دختر سه سالههای خرابه نشین ما امّا بنای جنگ که باشد مهاجمیم باور کنید که همگی حاج قاسمیم سروی که ایستاده تکان هم نمیخورد فرزند پادشاه نجف غم نمیخورد در ذهن شیعه خاطرهی جنگ خیبر است پیروز این نبرد به والله حیدر است سینه زن حسین فدای ولایت است فکر و خیال هر شب و روزش شهادت است ایران مرید مکتب آقای کربلاست پایان کار لشکر صهیون به دست ماست این اربعین به جادهی دلخواه میرویم از خاک قدس سمت نجف راه میرویم احیای جان خسته دلان است با حسین صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین آن یوسفی که پیرُهنش را کشیدهاند با چکمه روی پیکر پاکش دویدهاند (بد کشتنش،مثل قربانی کشتنش تشنه کشتنش، غریب کشتنش) لبهای چاک چاک شریفش کبود شد دنیا به چشم تشنهی او رنگ دود شد سر را چرا سریع جدایش نمیکند این شمر لعنتی که رهایش نمیکند ***** شده شهر بی وفا برگرد میمیرم به خدا برگرد اگه میشه نیا برگرد وصیت رو ببین روی نیزههاشون جاته کوفه شهر مکافاته زن و بچّه به همراته خجالت رو ببین من عزیزم اومدم حالا اینماگه میشه نیا تاج سر بودم رو زمینم اگه میشه نیا سرتو روی نیزه میبینم اگه میشه نیا اگه میشه نیا، اگه میشه نیا نگران سرم رو دار دختراتو میدن آزار زینب تو کجا بازار اگه میشه نیا حمیده ام بشه قربونت خون من بلاگردونت چوب نخورده به دندونت اگه میشه نیا زن و بچّه ات رو سخته ببینه میکشن با طناب خیزرون میخوره به لب تو توی بزم شراب درده پیش یه راس بریده گریههای رباب