فرمانده چقدر اربا اربا شدی
جواد مقدمپسندیدن24
بازدید5.6K
فرمانده چقدر اِرباً اِربا شدهای فرمانده چقدر مثل مولا شدهای ای جسم مقطعه در آغوش حسین مانند علی اکبر لیلا شدهای اصلاً تو چگونه با ترکهای تنت بر روی عبای سبز او جا شدهای دستان قلم شده گواهی میداد دلدادهی روضههای سقا شدهای آتش به طواف پیکرت آمده است حالا چقدر شبیه زهرا شدهای ما را بُکُشید زندهتر میگردیم با خون شهید زندهتر میگردیم چون آینهای شکسته تکثیر شدی کفر است بگویم تو زمین گیر شدی تو آیهی مهربان باران بودی اینگونه میان شعله تفسیر شدی سردار علی بِاَیِ ذنبٍ قُتلت تو کشتهی زور و زَر و تزویر شدی آنقدر زِ یاران شهیدت گفتی تا در وسط خاطرهها پیر شدی تو مظهر لا اِلهَ اِلا اللّهی در حنجر ما صدای تکبیر شدی جز قامت تو کند قیامت هرگز جان دادن تو به جز شهادت هرگز این خانه پُر است از سلیمانیها احساس خطر کند ولایت هرگز دستان تو روی خاک افتاد اما انگشتر تو رفته به غارت هرگز ای روضهی مکشوف بگو بعد از تو ناموس تو میرود اسارت هرگز اصلاً به همین جسم پُر از والهی تو دارد احدی فکر جسارت هرگز