نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

فرق دارد به یقین مزهی احسان حسن لب ما بوسه نگیرد مگر از نان حسن زلف خود را به نخ چادر زهرا بسته است هر کسی هست در این دهر پریشان حسن کرمش دست گدا را به خداوند رساند سائلان را بنویسید مسلمان حسن بیحرم هست ولی هر چه حرم زنده از اوست زائر کربوبلا هم شده مهمان حسن عاقبت با مدد حضرت زهرا روزی مثل ایوان نجف میشود ایوان حسن پسرانش همهجا گوش به فرمان حسین علیاکبر همهجا گوش به فرمان حسن ظاهراً زهر شده قاتل او اما نه کوچهای تنگ شده نقطهی پایان حسن * * * * مردک پست که عمری نمک حیدر خورد ضربهای زد که در آنجا به غرورم برخورد ایستادم به روی پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد * * * * کیست مشکلگشای حیدر؟ تو چه کسی شد فدای حیدر؟ تو ای تو و محسنت سپاه علی ای تو تنها تکیهگاه علی پیش چشم کَنندهی خیبر شده پامال سورهی کوثر دود فریاد در فضا میکرد شعله ای کاش هم حیا میکرد ای مغیره، بتول را کُشتی نه به قرآن، رسول را کُشتی رنگ سیلی به چهرهاش روبند ورم تازیانه بازوبند ضربهها بر تو نازنین میخورد کاش ناموس من زمین میخورد دست سنگین او چو بالا رفت آه از دهان مولا رفت بغض سنگین قلب خاره شکست قصه کوتاه، گوشواره شکست * * * * غمناکترین حادثهی زندگیِ من مِهر منو مهتاب شب بندگیِ من با اشک به دیوار همین کوچه نوشتیم این کوچه شده باعث شرمندگیِ من میگن درِ جنت دیگه مسمار نداره اونجا کسی با بال مَلَک کار نداره بر حاشيهی برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار نداره * * * * یک زن حامله را در برِ شوهر زدهاند مادری را جلوی دیدهی دختر زدهاند خاطرت هست که سوزاند دل مولا را خاطرت هست که میگفت بزن زهرا را * * * * گل پژمرده که چیدن نداره ز پا افتاده، پا خوردن نداره مرا بگذار و برگرد سوی خیمه تن پاشیده که بردن نداره سرم میل پدر دارد عموجان دلم شوق سفر دارد عموجان تمام سنگها بر صورتم خورد یتیمی دردِسر دارد عموجان * * * * به تو سلام میدم، درمون دردامی به تو سلام میدم، همیشه آقامی به تو سلام میدم، درد دلم وا شه به تو سلام میدم، میدونم این راهشه با تو خوشم با تو که دنیای منی با تو که قبل از متولد شدنم، رفیق بابای منی با تو خوشم، با تو که تُو قلب منی با تو که نوکرات همه کفن میشن، ولی خودت بیکفنی
هنوز نظری ثبت نشده