نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرات منتظر، تراب منتظر سکینه، رقیه، رباب منتظر زمین منتظر، زمان منتظر سرِ نیزهها و سنان منتظر همه منتظرن نِینوا برسه کاروان کربلا به کربلا برسه چشم به هم بزنی روضهخون میرسه لب و دندون حسین به خیزرون میرسه چشم بر هم بزنی، رو خاک صحرا مونده چشم بر هم بزنی، شمر برش گردونده یزید منتظر، سپاه متنظر شهید منتظر، قتلگاه منتظر عَلم منتظر، دلم منتظر قتیل منتظر، قاتلم منتظر همه منتظرن که زمین بخوره بشینه رو سینه از قفا سرو ببُره چشم به هم بزنی، پارهپاره تنه زیر دست و پا یه تشنه دست و پا میزنه چشم بر هم بزنی، تنش دریده شده چشم بر هم بزنی، سرش بریده شده امام منتظر، خدا منتظر گلو منتظر، نیزهها منتظر قدَر منتظر، قضا منتظر برای شکستن، عصا منتظر همه منتظرن تا که تشنه بشه بدن مطهّرِ حسین برهنه بشه چشم به هم بزنی قسمتش میکنن بدنش برهنه میشه، غارتش میکنن چشم بر هم بزنی قیامته تو قتلگاه چشم بر هم بزنی آتیش گرفته خیمهها **** دَمِ غروب کشتنت با سنگ و چوب کشتنت وقت اذون کشتنت تو خاک و خون کشتنت خولی و شمر و حرمله چه بیاَمون کشتنت از سر لج کشتنت چه رَج به رَج کشتنت بمیره مادرت که با دشنهی کج کشتنت یه عدّه پست کشتنت یه عدّه مست کشتنت برا ثواب کشتنت پیش رباب کشتنت لحظهی آخری تو رو واسه عذاب کشتنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد