فاطمه توی اسمش غمه
حمید علیمیپسندیدن23
بازدید1.6K
فاطمه توی اسمش غمه چادرش رُو سر عالمه میگیریم توی روضه دمِ إشفَعی لی یا فاطمه واسهی علی تُو همهمه چادرش سپر محکمه پس میگه علی با ما همه إشفَعی لی یا فاطمه کافیه که مادر از جاش پا شه بال مَلَک فرش زیر پاشه هر کی عزادار زهرا باشه دعای خیر حیدر همراهشه امّا این روزا مادر دیگه توی بستره چشماش خیره به خونِ روی دیوار و دره میخواد واسه دعا دستشو بالا ببره میخواد دستشو بالا ببره نمیتونه حیدر میدونه زهرا دیگه نمیمونه هر شب تُو گوش خانومش با گریه میخونه زهرا بیا به خاطر دل علی نرو... ***** باعث خلقت آدمه نقشِ رُو عقیق خاتمه میخونه عمو تُو علقمه إشفَعی لی یا فاطمه سَرور زنای عالمه الگوی هاجر و مریمه میخونن توی محشر همه إشفَعی لی یا فاطمه میگن که وقتی محشر برپا شه وقتی که نورش از دور پیدا شه اونقد شفاعت میکنه از ما تا مادری زهرا معنا شه امّا مادرتونو تُو مدینه میزدن حتّی به خاطر دل شکستهی حسن دیدن اهل مدینه و جلو نیومدن دیگه واسه حسن دقیقهها نمیگذره وقتی میگفت تا پشت درب خونه یکسره مادر کجا میری راه خونه از این وَره مادر بیا به خاطر دل حسن نرو... ***** کاش مانند برادر حرمی داشت حسن کاش مانند برادر کفنی داشت حسین حسین اباعبدالله...