از حال و روزم گله دارم با تو شبا نافله دارم
ابوذر بیوکافیپسندیدن74
بازدید7.5K
از حال و روزم گله دارم با تو شبا نافله دارم نوکرتونم ولی آقا خیلی ازت فاصله دارم باز شب جمعه شده و من بارون اشکامو آوردم خیلی خجالت داره آخه بار گناهامو آوردم شرمندهم هفته به هفته میام و باز میگیرم در میام و اما دریغ از این که یه ذرّه عوض شم میمیرم سایهی تو از رو سرم اگه بشه کم