غیرت خدا اباالفضل
وحید شکریپسندیدن58
بازدید10.2K
غیرت خدا ابالفضل ... حرم آواره شده ... رباب بیچاره شده ... چادرم پاره شده ... غارت گوشواره شده ... غیرت الله ببین حرم محاصره شده ... غیرت خدا ابالفضل ... مارو غارت می برن ... با تازیانه می زنن ... نداریم فرقی واسه این اشقیا ، بچه و زن ... موهای رقیه رو گرگای شامی می کشن ... ماها رو به قصد کشت با هر چه باشه می زنن ... ***** چشاتو وا کن داداشو از روی نیزه ببین ... می کشه رقیه رو زجر لعین روی زمین ... چادرم گرفته آتیش و می سوزه پیکرم ... چشم ناپاک سنان و حرمله است به معجرم ... حرم می سوزه ، معجرم می سوزه ... عمو عباس ... حرم می سوزه ، اهل حرم می سوزه ... حرم می سوزه ، پیکرم می سوزه ... حرم می سوزه ، خواهرم می سوزه ... اینا نامردن ، میرن و بر می گردن ... اینا نامردن ، به ما جسارت کردن ... اینا نامردن ، خواهرتو آزردن ... عمو عباس ... اینا نامردن ، گوشواره هامو بردن ... ***** غیرت خدا ابالفضل ... تو به روی نیزه و این من و اطفال حسین ... رفته زیر سم اسب پیکر پامال حسین ... پر نیزه ها و سنگ گوشه ی گودال حسین ... داره میاد ناله ی مادر بد حال حسین ... غیرت خدا ابالفضل ... من کجا و اضطراب ؟ من کجا بزم شراب ؟ سر شیرخواره شده کبود به زیر آفتاب ... تو لبات خشکیده و شرمنده اتم که خوردمو ... زجر میده رقیه رو ، با ناسزا و زجر ، عذاب ... داره می خنده به گریه های من شهر پلید ... با لگد می زد به پهلوم هر کی از راه می رسید ... نتونستم که بشم مانع خشم حرمله ... اومد و موهای سوخته ی رقیه ات رو کشید ... می زد با سیلی ، سیاه شد چشماش ... می زد با سیلی جلوی باباش ... می زد با سیلی بمیرم ای کاش ... صدا زد داداش ... می زد با شلاق به سر و صورت ... می زد با شدت ... می زد با شلاق سر رقیه ات ...