نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حامد خمسه - غم تو شده بغض تو گلوم

غم تو شده بغض تو گلوم

[ حامد خمسه ]
غم تو شده بغض تو گلوم 
اینه آرزوم به روم بخندی 
مادر با اشکات دلم رو کندی 

میری از حرم فکر من نباش 
در عوض به جاش، بابات‌و دریاب
نذار که آب شه برا یه کم آب

بابات به خاطر آب زده به قلب آتیش 
تو رو خدا لبات‌و به هم نزن که کشتیش

آه دیگه از تو صدا نمیاد 
آه نفسم دیگه جا نمیاد 

***

تا که بر روی زمین خیمه‌ی سقّا افتاد 
پدرت از نفس و مادرت از پا افتاد

علی به همه رو زدم امّا چه کنم خندیدند 
چشم‌ها تا که به چشم تَرِ بابا افتاد 

ناخنت خون شده و چهره‌ی مادر زخمی 
آنقدر چنگ زدی تا به رخش جا افتاد  

مَردم شَرَر به باغ یاس افتاد 
ارباب ما به التماس افتاد 

***

به علی‌اصغرم آقا بگو از قول رباب
که زِ بی‌شیری من شِکوِه به زهرا نکند

من دعا می‌کنم از سوز جگر تا هرگز 
مردی از مَردم نامرد تمنّا نکند 

***
حجم تیری که علمدار زمین‌گیرش شد
باورم نیست که در حنجر تو جا شده است

***
چقدر بی‌خبر و بی‌هوا زدی نامرد 
چه کرده بود مگر با شما زدی نامرد

نوشته‌اند که حتی سپاه جاخوردند 
صدا زدند چرا بچه را زدی نامرد

پدر خمید و پسر رفت و مادرش افتاد
سه‌شعبه را تو مگر چند جا زدی نامرد

حسین دور خودش بین دشت می‌چرخید 
چگونه خنده تو بر این ماجرا زدی نامرد 

مگر سر شش‌ماهه چقدر می‌ارزید 
که پشت خیمه به نیزه‌ها زدی نامرد

***
اصغرم بال و پَر درآورده 
از سر نیزه سر درآورده 

***
سر تو به نِی بند نمی‌شه که 
داره می‌چکه خون پای نیزه 
راحت بخوابی بالای نیزه 

جای تو توی دامن منه 
دل نمی‌کنه مادرِ بی‌تاب
از طفل بی‌شیر تو هُرم آفتاب 

چیا میاد به روز مادرِ بچه مُرده 
که بچه‌اش‌و تو عمرش یه بار سفر نبرده

آه چه بلند شده قد و بالات
رفتی به عموها و بابات 

آه لالایی لالایی لالایی...

***
پدر گردنش کج، پسر گردنش کج
بمیرم این دو از هم‌خجالت کشیدند

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل