غمت آتش شده و بر جگرم ریخته است
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن2
بازدید1.6K
غمت آتش شده و بر جگرم ریخته است بعد پرپر شدنت بال و پرم ریخته است اینكه پوشانده تو را، خون جراحات تو بود یا كه اشكی است كه از چشم ترم ریخته است این چه قدّی است كه از تیغ و تبر پُر شده است این چه خاكی است كه اینجا به سرم ریخته است بند بندت همگی بند به مویی هستند بند بندت چقدر دور و برم ریخته است دست تنها شدم ای وای به دادم برسید كه در این دشت، همین جا پسرم ریخته است