غلام کوی توام
حسین محمدیپسندیدن5
بازدید1.5K
غلام کوی توام، مستم، می و سبوی توام اسیر حلقه ی مژگان و اسیر موی توام عسل چکیده ی ابرویت شکار کوی توام عسل به کنج لبت قاسم، شهید روی توام خورشید جمل تابنده سربند حسن میبنده در خون غوطهور از رگها قاسم در جدال میخنده باصلابت قاسم، اوج هیبت قاسم، کل غیرت قاسم پسر شیر جمل، بُرده ای عمریه، دلها را ای قاسم قاسم، قاسم، پسر شیر جمل علی به خیبر این حجله حسن چه غیرتیه جگر گرفته کف دستش عجب ابهتیه شجاعت و هیبتش والله که وراثتیه شهید تیغ تو شد هرکس براش سعادتیه فرزند حسن شد عازم تکبیر از حسین شد لازمش نجمه خاتون از خیمه داد میزد به جان قاسم مثل حیدر قاسم سر و سرور قاسم حرف آخر قاسم و انا بن الزهرا وسط معرکه کرد یاد مادرقاسم قاسم، قاسم، پسر شیر جمل