غریب و زخمی و بیحالی
حسین سیب سرخیپسندیدن16
بازدید1.5K
غریب و زخمی و بی حالی به فکر غارت و جنجالی نفس نمونده برات آقا سه ساعته توی گودالی چشات جایی رو نمیبینه سینهی تو، چرا سنگینه میدید که هیچکسی، دورت نیست میزد تو رو، با طمأنینه سنگ دلیشون، از حد گذشته چقدر تو قتلگاه، بهت بد گذشته خیر نبینه اون بی حیا که از روی پیکر تو، با لگد گذشته ای وای حسینم ای وای حسینم... تو پادشاه عالمینی حق تو که سنگ و عصا نیست ای همهی هستی زینب جای تو زیر دست و پا نیست چی بگم از این همه نیزه امون از این همه جسارت کارِ تو وقتی که تموم شه تازه میان برای غارت قلب زینب، چه بیقراره رسیده وقت بوسه از، گلوی پاره توی گودال افتادی بی حال پیکرتو یه جای سالمی نداره ای وای حسینم ای وای حسینم...