غریب و تنها كوچه ها براش عذاب آور شده
سیدمهدی میردامادپسندیدن6
بازدید3.1K
غریب و تنها كوچه ها براش عذاب آور شده بدون یاور مسلمم مثه عموش حیدر شده یكی نیست اگه زمین خورد بگیره اینجا دستاشو تا افتاد رو خاك كوچه صدا زد این بار آقاشو رو خاكها پاشو می كشونه نگاهش رو به آسمونه حسین جان دیگه كوفه نیا زیر لب اینو هی می خونه واای واای حسین ارباب پای شهادت نامه مو با شمشیرا امضا زدن آقا نیا این كوفیا مثه همیشه جا زدن یه بغضی راه گلومو واسه غم تو میبنده میسوزم آخه یه لشگر داره به اشكام میخنده غم تو شده روضه ی من نیاكه میمونی بی كفن یه روزی خواهرت میبینه رو نیزه سرت و میبرن واای واای حسین ارباب بالایِ دارهِ كوفمو به یاد لبهای توأم منم كه پیش مرگ تو و اكبر لیلای توأم نیا كه اینا به اسمِ علی و زهرا حساسن تو فكر گلوی طفل و چشای آقام عباسن با چشم و سرِ غرقِ خونم همینجا منتظر میمونم به سویِ تو زینب تو زیارت نامه تو میخونم واای واای حسین ارباب