غریب آقا تو رو کشتنت یه عده نانجیب آقا
حاج اسلام میرزاییپسندیدن5
بازدید100+
غریب آقا تو رو کشتنت یه عده نانجیب آقا بمیرم برات که موندی بیحبیب آقا توی قتلگاه پیچیده عِطر سیب آقا با پا میزد یه حرومی ضربههاشو از قفا میزد مادرت یه گوشهای تو رو صدا میزد تو جواب یه پیرمَرد با عصا میزد وای حسین، وای حسین... جفا کردن با لبای تشنه رأستو جدا کردن همه عقدههاشونو سرِ تو وا کردن تیر و نیزهها رو تو تن تو جا کردن سرو بردن بمیرم که یادگار مادرو بردن نانجیبا پیرهن و انگشترو بردن روی نی سرِ علیِ اصغرو بردن وای حسین، وای حسین... جنایت شد توی خیمههای عمهها قیامت شد به مخدّرات و اهلبیت جسارت شد قِسمت زنا و بچهها اسارت شد کتک خوردن هر جایی که اسم تو به زیر لب بردن روبهروی نیزهی تو عمهها مُردن زن و بچهی تو رو غریب گیرآوردن غریب گیر آوردنت با هر چی بود زدنت با سر نیزه زدنت غریب گیر آوردنت وای حسین، وای حسین...