غروب شد خورشید نشست
سجاد محمدیپسندیدن82
بازدید59.7K
غروب شد خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذون شد نمازش رو بست راه حلقت ولی وا نشد شمر اگه بره سنان نمیگذره تو قتلگاه تو زمان نمیگذره حتی ازت دم اذان نمیگذره یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم وقته اذون مغربه من به کی اقتدا کنم سه ساعته شلوغ تو گودال زبونم لال، زبونم لال چقدر طول کشیده این جنجال زبونم لال، زبونم لال داره میاد اسب پریشون یال آخ بدنش چقدر شده پامال یکی بگه چه خبره غروب عاشورا یا محشره