نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

غروب جمعه واسه من یعنی یه دنیا خاطره پدر بزرگم دم غروب میرفت کنار پنجره صداش هنوز تو گوشمه که آل یاسین میخونه نوار کافی رو میذاشت همیشه یادم میمونه حالا دلم میگیره دوباره قبل از غروب نه اون پدربزرگ هست نه دیگه اون حال خوب تو کجایی کدوم دیاری کدوم؟ السلام علیک حین تقوم این من و این غروب و بغض گلوم السلام علیک حین تقوم ای تو به خورشید و قمر نورتر ای دو سه تا کوچه زما دورتر اگه نباشم یاد تو ولی تو بازم یادمی تو مثل نبضی واسه من اصل حیات آدمی همیشه تو روزای سخت حضورتو حس میکنم یه سورهی یاسین نذر حضرت نرجس میکنم به قدر کل هفته طی میشه هر ثانیه چقدر غروب جمعه عجیب و طولانیه عصر جمعه همیشه میخونم صلوات جناب ضرابُ گوشهی خونه اشک میریزم خط به خط دعای سردابُ تو کجایی کدوم دیاری کدوم؟ السلام علیک حین تقوم این من و این غروب و بغض گلوم السلام علیک حین تقوم ای تو به خورشید و قمر نورتر ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
هنوز نظری ثبت نشده