غروب بود سرت روی نیزه بالا رفت
حیدر خمسهپسندیدن2
بازدید14.8K
غروب بود، سرت روی نیزه بالا رفت غروب بود، سنان در خیام زنان رفت نفسنفس زدنت شمر را جَریتر کرد بلند کرد صدا را : چه حنجری داری! ***** خدمتگزار خوب نبودم برای تو خدمتگزار خوب نیاری به جای من غیر از غلامیِ تو به دردی نمیخورم بیرون نکن به فاطمه بیکار میشوم