غروب بود و زنی که دگر قرار نداشت
محسن عرب خالقیپسندیدن2
بازدید3.2K
غروب بود و زنی که دگر قرار نداشت غروب بود و زنی که ره فرار نداشت غروب بود و زنی که سپید شد گیسوش غروب بود و زنی که سیاه شد بازوش غروب بود و زنی که کبود شد اَبروش غروب بود و زنی که قدش ز غم خم ماند غروب بود و زنی که بدون محرم ماند