غروبه کسی دور و برم نیست
عباس طهماسب پورپسندیدن14
بازدید1.9K
غروبه، کسی دور و برم نیست غروبه، علیِ اصغرم نیست غروبه، شده وقت اذان و خدایا، علیِ اکبرم نیست تب دارم تب دار، بیمارم بیمار شادیِ لشگر، من و میده آزار وای از گذر بازار، وای از گذر بازار بابا، بابا، تو و لحظۀ گودال و تو و پیکر پامال و تو و رفتن خلخال و بابا، بابا، من و تهمت و دشنام و من و کوچههای شام و من و سنگهای از بام و حسین وای، حسین وای *** ماها رو به ساربون سپردن تو بازار با دستِ بسته بردن نبودی ببینی چی کشیدم برامون نون و خرما آوردن تو قحطی غیرت، ماییم و جسارت روزم شده تیره، از شام اسارت وای از سرِ رو نیزهات بابا بابا دور ما پر نامرده غمی که زده آتیشم، غم غیرت یک مَرده لالا لالا خالیه جای گهواره، نمی پرسم از انگشتر نگو از گوش و گوشواره حسین وای، حسین وای *** شراب و پیش روی تو خوردن با شلاق بچهها رو شمردن رقیه، تا که اسم تو رو برد سرت رو توی مجلس آوردن دل خونم دل خون، چوب خیزرون وقتی که میزد، بر تو باباجون وای از لب و از دندون بابا بابا، از بزم شراب، ای وای از دست و طناب، ای وای از حال رباب، ای وای ای وای، ای وای، عمه شده بیهمدم یک لشکر نامحرم ماها رو زدند از دم حسین وای، حسین وای ***