غروبا تنها دم ویرونه، غریبونه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید2K
غروبا تنها دم ویرونه، غریبونه می گم با گریه، كه دنیا این، جور نمی مونه یه روزی پایان می رسه، غم های من می بینید از راه می رسه، بابای من می آره مرهم برای، زخمای من می آد و سوغات برای من، میاره یه چادر رنگی و یه كفش، یك گوشواره موهامو شونه می زنه، باز، دوباره (بابا حسین 3) سلام ای سر، ای سرِ زخمی، ای سر بابا صفا دادی ویرونه رو، اومدی اینجا دلم رو بردی با سرت، بابا، بابا كجا رفتی بی دخترت، بابا، بابا منم مدیون خواهرت، بابا، بابا چهل منزل بی بال و پر، سخته، بابا چهل منزل بی تو سفر، سخته، بابا سفر با دشمن ای پدر، سخته، بابا (بابا حسین 3)