غروبای حرم یادم نمیره
سیدمهدی میردامادپسندیدن2
بازدید2.6K
غروبای حرم یادم نمیره بغض تو حنجرم یادم نمیره آرزو داشت بیاد آقا زیارت گریهی مادرم یادم نمیره منو با غم تو بزرگم كرد زیر پرچم تو بزرگم كرد با محرم تو بزرگم كرد بزرگم کرد بزرگ شدم پیش مردم با نوكری آخه پشت سرم بوده دعای خیر مادری دعا میكرد با خلوص نیت بشم مادرم گریه کرد برات گریهكن تربیت بشم نوكرت رو به این دربار آورده كلاف دل سر بازار آورده دست بابامو میبوسم حسین جان آخه من رو حسینی بار آورده هی میگفت تو هر انجمن بابا آبرو بشو واسه من بابا سینهزن بشو سینهزن بابا بزرگ شدم سر سفرت به جون تو با همین آب و نون تو میمیرم من بدون تو رو پیشونیم بنویس كه خریده شد صدام بزن آقا از اون رگایی كه بریده شد آرزو داریم آقا کربلا رو همه جنت میخوان ما کربلا رو دوست داریم اربعین پای پیاده ما بریم از نجف تا کربلا رو سائلم کرم تو رویامه دخیلم علم تو رویامه (اربعین حرم تو رویامه) ۲ درسته که بی قرار خیالتم اربعینم اگه نیام تازه مثل سه سالَتم اگه نیام اربعین من به محضرت زیارت میکنم تو رو جای جا مونده دخترت