علیاکبر که جوشن داشت، آن شد
کربلایی میثم تربتیپسندیدن2
بازدید100+
عمو حسین، عمو حسین... علیاکبر که جوشن داشت، آن شد تو که جوشن نداری وای بر من عمو حسین، عمو حسین... إِن تُنکِرونی فأنا ابنُ الحسن... الدَّخیل دامادِ کربلا... عمو حسین، عمو حسین... یاحسن، یاحسن... (چشم وا کرده شدم دست به دامان حسن) ۲ مادر افکند مرا در یَمِ احسان حسن روزی از دست علی خوردم و از خان حسن از همان روز شدم بیسر و سامان حسن بر جبینم بنویسید مسلمان حسن یاحسن، یاحسن... (دل خود را سر هر بام هوایی نکنی) ۲ طلب عشق زِ هر بیسر و پایی نکنی (رو به هر قبله و قبلهنمایی نکنی) ۲ پیش هر سفره که پهن است گدایی نکنی نان هر سفره حرام است به جز نان حسن حسن مولا، حسن مولا، حسن مولا... (آن که نامش شده احلی مِن عسل کیست؟ حسن) ۲ آن که بخشندگیاش گشته مثل کیست؟ حسن معنی حیِّ علی خیر العمل کیست؟ حسن (مرد نامآور پیکار جمل کیست؟ حسن) ۲ (شتر سرخ زمین خورد زِ طوفان حسن) ۲ حسن مولا، حسن مولا، حسن مولا... *** (من اگر گریه برایت نکنم میمیرم) ۲ (تو مپندار که من غیر تو دلبر گیرم) ۲ (تا ابد از غم تو گریهکن و سینهزنم) ۲ من حسینی شدهی دست امام حسنم جانم حسن، جانانم حسن... (خاک پای تو شدن عزت دنیای من است) ۳ هر نفس نام حسین و حسن و وای منم عشق تو گشته عجین با همه جان و تنم (من حسینی شدهی دست امام حسنم) ۲ جانم حسن، جانانم حسن... (هر دری بسته شود جز در احسان حسن) ۲ شاه و سلطان تمامی کریمانه حسن جز در خانهی تو جای دگر در نزنم من حسینی شدهی دست امام حسنم جانم حسن، جانانم حسن... (همه عالم به سرِ سفرهی جودِ تو گدا) ۲ (ای دو عالم به فدایت پسر شیر خدا) ۲ (تویی آقای جهان، عبد و غلام تو منم) ۲ من حسینی شدهی دست امام حسنم جانم حسن، جانانم حسن...