عمو جان چی اومد سر پیکرت آخه اینجور شکستی
پیام کیانیپسندیدن17
بازدید600+
عموجان چی اومد سر پیکرت آخه اینجور شکستی؟ تنت هرطرف ریخته و هر دو چشماتو بستی، قاسم *** در استخوان خُردِ جناغ تو دیدم نقش در و دیوار و مسمارو *** عمو جان زِ بس که کشیدن تو رو رو زمین قد کشیدی عزیزِ دلم کشتنت بین گودال بریدی بمیرم تو این دشت و صحرا دارم چندتا قاسم میبینم باید تو عبا مثل اکبر سرت رو بچینم با سرنیزه جسم تو وا شد، واویلا عزادار تو مجتبی شد، واویلا تا دیدم عمو صورتت رو میگفتم چطور تو دهن نیزه جا شد؟ بلند شو که دیده به راهه توی خیمهها مادرِ تو بدون میکنه دِق ببینه تنت پَرپَرت رو بلند شو، که دیده به راهه توی خیمهها مادر تو بدون میکنه دق ببینه تن پرپره تو *** حسین جان به یادِ لبت یک شبم خواب راحت نداشتم کنار تن بیسرت کاسهی آب گذاشتم تا حالا از این خانواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقدر جسارت *** شمر ضربهی آخر رو مشخص کن مشخص کن، مشخص کن شمر خولی رو مرخص کن مرخص کن، مرخص کن وای حسین من مُردم عریان کربلا برات لباس آوردم آه اباعبدالله، آه اباعبدالله... *** سرِ پیراهنت پیرم کردن از زندگی سیرم کردن از زندگی *** شمر با حسین خلاصم کن خلاصم کن، خلاصم کن وای دهان خونی تو رو محکم به زمین زد با پیشونی وای تن تو پا خورد نیزه تو گلوت زدن، شمر خودش جاخورد وای اباعبدالله، وای اباعبدالله