عمو جان
پیام کیانیپسندیدن27
بازدید4.4K
عمو جان چی اومد سر پیکرت آخه این جور شکستی ... تنت هر طرف ریخته و هر دو چشماتو بستی قاسم جان ... عمو جان ز بس که کشیدن تورو رو زمین قد کشیدی ... عزیزدلم کشتنت بین گودال بریدی قاسم جان غمت زخم قلب عمو شد ، واویلا ... تنت زیر سم زیر و رو شد ، واویلا ... بمیرم چه قدر نیزه و دشنه ریخته به دور و بر تو ... چه درهم شده یادگار حسن ، پیکر تو قاسم جان ... بمیرم ،تو این دشت و صحرا دارم چندتا قاسم می بینم ... باید تو عبا مثل اکبر تنت رو بچینم قاسم ... با سر نیزه جسم تو وا شد واویلا ... چطور تو دهن نیزه جا شد ... بلند شو عموت بین این دشت و صحرا خدایی غریبه ... نده بیشتر از این عذابم ، عمو بی حبیبه قاسم جان ... بلند شو که دیده به راهه توی خیمه ها مادر تو بدون می کنه دق ببینه تن پرپرت رو قاسم جان بلند شو شکسته دل من واویلا ... چی اومد سرت ای گل من ، واویلا ... حسین جان ، حسین جان ، حسین جان ...