عمو بیا تا نفس بگیرم باز بتونم
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید3.2K
عمو بیا تا نفس بگیرم باز بتونم إِن تُنكرونی فأنا ابن حسن بخونم عمو بیا كنارِ قاسم،سر روی پات بذاره قاسم دیگه توون نداره قاسم من مثل تسبیح پاره پاره،تو مثل بارونی از ستاره كه داره روی سرم می باره من مثل یك طرح كَنده كاری تو اومدی چون باز شكاری تا كه بدی قاسمت رو یاری عموحسین جان عموحسین جان عمو ببین پیكرم همه ترك ترك شد نقش سُم مركب عدو رو تنم حك شد از بابای من كینه داشتند چه بغضی توی سینه داشتند نقشه رو از مدینه داشتند بغض جمل رو تلافی كردند نعلا رو جسمم صحافی كردند خوب تنمو موشكافی كردند تنم بلای جمل كشیده نیزه منو تو بغل كشیده تنم شده چون عسل كشیده عموحسین جان عموحسین جان عمو نگاه كن شدم شبیه مادر تو شدم شبیه علیِ اكبر، پرپر تو می بینی زانوی شكسته می بینی بازوی شكسته می بینی پهلوی شكسته جونمو دادم تو نوجوونی تقدیم تو این كاكل خونی این گل سرخ و قابل می دونی بابام كجاست از دنیا شدم سیر اونا كه تابوتشو زدن تیر دیدن منو می زدن با شمشیر عموحسین جان عموحسین جان