عمو بیا ببین که پرپر شده شکوفه
حسین سیب سرخیپسندیدن5
بازدید2.3K
عمو بیا ببین که پرپر شده شکوفه صف کشیدن به دورم سپاه شام و کوفه خسوف و ابری از خون، گرفته روی ماهم زِ ضرب تیغ و شمشیر نداره سو نگاهم عطش کُل لبامو کرده کویر خشکی میباره خون زِ چشمام دیگه نداره اشکی لباس پاره پاره خبر میده زِ جسمم اگه نیای عمو جون فقط میمونه اسمم از هر طرف که رفتم نیزه و بد سواره بسته شده زِ هر سو راه پناه و چاره گفتی که سهمم از عشق مصیبتی عظیمه گفتی بلای سختی نصیب این یتیمه حالا بیا نگا کن نالهی گل صدام شد خون سَر شکستهام حنای دست و پام شد وای وای ... تشنه لب حسین غریب مادر... منو شبیه بابام دشمن به سنگ و تیر زد یا نیزه بود یا شمشیر هر چی به سمتم اومد اگر چه قامت من رنگ زره ندیده بیا ببین که قاسم یه باره قد کشیده تو اون کشاکش جنگ به زیر پای مرکب استخونام شکسته حبیب عمه زینب دیدنی شد عمو جون حجلهی تازه داماد زِ دست سنگ کینه واویلتا و فریاد بیا عموی خوبم جز تو کسی ندارم پیش دل شکستم من نفسی ندارم بیا همو که گیسوم مونده به دست دشمن الان که جدا شده ز پیکرم سر من وای وای...