عمو اُفتاد، دل پریشان شد
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید1.2K
عمو اُفتاد، دل پریشان شد عمه را دید، عمّه گریان شد عمو افتاد، دید دور و برش چقدر نیزه، دست گردان شد نیزه داران همه، عقب رفتن بعد از آن وقتِ سنگ باران شد پابرهنه همین که از سرِ شوق راهیِ نیمههایِ میدان شد عمّه فریاد زد، فدایِ حسن ای حسین جان او حسن جان شد بی کسی را ببین، تهِ گودال شاه، مُحتاجِ دستِ طفلان شد ***