عموی بهتر از جانم ز تو شرمنده هستم
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید1.4K
عموی بهتر از جانم ز تو شرمنده هستم كه جز سر دادنم كاری نمی آید ز دستم نبودم هدیه غیر از خونِ كمِ خود پذیرا شو كمم را با كرمِ خود عمو جانم حسین میان خیمه گه دیدم پریده رنگ زینب ز حال عمه فهمیدم تو افتادی ز مركب تو را دیدم غریب و زخمی و تشنه به دور تو همه با نیزه و دشنه عمو جانم حسین اگر چه كودكم اما ز صهبای تو مستم خجل هستم كه جای سر جدا گشته دو دستم عمو جانم بود این آرزوی من رسد پیش از تو خنجر بر گلوی من عمو جانم حسین