نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روضه از اینجا شروع شد نیزه تو گلو فرو شد بدنت که زیر و رو شد تازه حرف آبرو شد سنان مست مشعل به دست داره میره خیمهها اونکه روی سینه نشست داره میره خیمهها انگاری که مسابقهست داره میره خیمهها آروم جونم، آروم جونم میون قتلگاهم اما نمیدونم تن تو یا موی سرم رو بپوشونم باید خودم رو به رقیه برسونم عمه کجایی، عمه کجایی نیام ببینم که به زیر دست و پایی روضهها اینجا تموم شد باز حرف آبروم شد بازی یزید و معقل خیزرون خار گلوم شد یزید مست چوب به دست هی میزد تو صورتت سه چهار تا دندونت شکست هی میزد تو صورتت انگاری که مسابقهست هی میزد تو صورتت ****** مردم دوباره، مردم دوباره یه بی حیا به دخترت کرده اشاره زن یزید میخواد برات چادر بیاره طعنه به ما زد، طعنه به ما زد مارو به اسم کوچیکمون صدا زد یه لگد هم به سر و تشت طلا زد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد