عمه توام بیا و ببین
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن45
بازدید11.3K
عمه توهم بیا و ببین افتاده عمو جون رو زمین دیدی چه خاکی شده برسرم وقتشه که به کمکش برم عمه صدا میزنه سوی قتلگاه نرو تورو خدا ، عبدالله زیر بارش تیغ و نیزه ها حسین همش میگه نیا، عبدالله اما کنار بدن عمو خود باباش میگه بیا، عبدالله **** جا مونده ای هستم از بنی هاشم میخوام که من هم برم پیش قاسم خیلی خرابه حال من عمه نیا بدنبال من تو بده اجازه ی رفتنو فاطمه صدا میزنه منو **** ای خدا چرا بدونه سواره مرکبه عموی من یازهرا زنده بمونم اگه بعد از این که می ره آبروی من یازهرا راه نفسمو گرفته درد بغض تو گلوی من زهرا **** نفس نمونده تو سینه ی تنگم مثل عمو من برا تو میجنگم **** مونده رو خاکا بدنی غریب از همه جا می وزه بوی سیب **** روی لب حسین زمزمه اس صحرا پره صدای فاطمه اس **** می سوزه سینه ی کبوتری که هر پرش جدا شده واویلا دست پسره یتیمه حسن ز پیکرش جدا شده واویلا مونده کنار تنی که به دستشه سرش جدا شده واویلا **** به قتلگه عمه را صدا میزد به زیر شمشیر دست و پا میزد **** جامونده ای هستم از بنی هاشم می خوام که من هم برم پیش قاسم