عمّه تا دیر نشده بذار برم
سیدرضا نریمانیپسندیدن9
بازدید900+
عمّه تا دیر نشده بذار برم مثل تو دلواپسم خیلی براش انگاری دیگه نفس نمیکِشه حرمله ببین چی کار کرده باهاش عمّه جانِ مادرت بذار برم تا به دادِ زخم پهلوش برسم سنگای بدی زدن، میخوام برم به جراحتای اَبروش برسم عمّه خواهش میکنم بذار برم شبیه خودت حالم خیلی بَده تنها نیستم اونجا غصّهم رو نخور مادرت هم توی گودال اومده واسه تشنگیش میخوام تو قتلگاه عکس قطرههای بارون بکِشم هِی تقلّا میکنه، بذار برم از گلوش نیزه رو بیرون بکِشم اگه دیر برم بازم یتیم میشم بیشتر از عمو، پدر بوده برام وقتی سایهش نباشه روی سرم دنیا رو یه لحظه حتی نمیخوام خیلی برخورده به غیرتم، ببین اهل کوفه چی آوردن به سرش عمّهجان اگه به موقع نرسم زیر چکمههای شمره پیکرش فدای چشمات بشم گریه نکن تو هوامو خیلی داشتی همیشه به جونِ بابام قسم اگه برم عمو از دست تو دلخور نمیشه **** غریباً وحیداً فریدا میگفت زینب از خیمه دیدا غریباً وحیداً فریدا میگفت شمر رو سینهت پریدا غریباً وحیداً فریدا میگفت خنجرش سخت بُریدا غریباً وحیداً فریدا میگفت موتو خیلی کشیدا والّا وقاحت داره خیمه نرید برادرم رو خیمه غیرت داره **** شیب گوداله و شاه بیردا وا محمدا وا محمدا عمّهجان رو به مدینه زد صدا وا محمدا وا محمدا میزنه سنان جدا شمر جدا وا محمدا وا محمدا لااقل صیدتو رو به قبله کن شمر حوصله کن، شمر حوصله کن **** گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی وَ اِن یکاد خوندم وَ اِن یکادُ الّذینَ کَفَروا نیزه فرو شد به تنت وَ اِن یکادُ الّذینَ کَفَروا چی بگم از این بدنت چی بگم از اون دهنت یکی دَمِ مغرب موتو پریشان کرد با تن صدپارهت یه ختم قرآن کرد اونی که از گودال سرتو حالا بُرد روی سر زینب صداشو بالا بُرد جلوی نامحرما معذّبم من زینبم خواهر تو جلوی نامحرما معذّبم چی بگم از حنجر تو جلوی نامحرما معذّبم چی بگم از دختر تو با یا ربّ یا ربّ کُشتی مادرو با مادر مادر کشتی خواهرو با بیرحمی زد تیر آخرو حسین جانم آه ای مادر من بمیرم میکِشی آه با فرود هر نیزه من بمیرم دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه نیزه رو نیزه، چشای هرزه حسین وای...