نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تهران رو اینطور سردرگم و مبهوت دیدم رنج فراق و با اشتیاق وصل تا این حدّ به هم مربوط دیدم و در نهایت عمّامهی مشکیت و رو تابوت دیدم حرفم همینه، باقیش بهونهاست میگن که پهلوت زخمیه این یه نشونهاست روزم. رو شب کرده غمت پس با این اوصاف تشییع این پیکر یجورایی شبونهاست دنبال میگردم، دستم رو نزدیک کردم بلکه یه خورده با لمس چفیهات آروم شه دردم میشد بمونی پیشم، میشد بمونی ای کاش میگن که داری میری زیارت یاد منم باش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد