علی نور بصرم، علی خورشید حرم
حاج محمود کریمیپسندیدن8
بازدید500+
علی نور بصرم، علی خورشیدِ حرم چگونه نئش تو را بابا به سوی خیمه بَرم؟ صبر کن ای نورِ دیده، ای زِ دنیا دل بریده در پیاَت پای برهنه، پدر پیرت دویده میبَری تو دلِ بابا، ای جوان قد کشیده گوییا با رفتنِ تو، مرگ بابایت رسیده مثل تو شبیه زهرا تا حالا هیچکی ندیده همچو زهرا مادرِ من، نیزه پهلوتو دریده کعبهی دَرهم شکسته حیدرِ در خون نشسته ای جوانِ ماه پاره، کن مرا صدا دوباره در خسوف خونی ای ماه ریزد از چشمم ستاره ارباً اربا پیکرِ تو، زخم جسمت بیشماره شد پراکنده تنِ تو، ای کتاب پاره پاره بین ماندن یا که مردن میزنم من استخاره جز که با داغت بسازم من ندارم راه چاره کعبهی در هم شکسته حیدرِ در خون نشسته با تو زندگی قشنگه بعد تو به این جهان اوف چی آوردن به سر تو این همه گرگ و یه یوسف ای بهشت بیقرینه نئش تو روی زمینه از غم تو ای علی جانم سینهزن شد سکینه بالای سرت نشستم، ننشستم که شکستم موقعی که جون میدادی من خودم چشماتو بستم تویی آرامشِ من، تمام خواهش من زده داغِ تو علی بابا، به هم آسایش من تو صاحب کرمی، اذانگوی حرمی به پا خیز و به برِ چشمم بزن بابا قدمی