علی رسد ز پیکار رجزی علی وار
امیر برومندپسندیدن53
بازدید2.5K
علی رسد به پیکار، رجزی علیوار بعد عباس علی من هستم علمدار نوجوانم ولی، تیغ من صیقلی نصباً در نصب من حسن ابن علی حیران ازرق، در جدالِ قاسم خون دشمن، شد حلالِ قاسم ابن سعد و لشگری بگویند مثل حیدر، زوالجلاله ساقیِ جامِ عسل، ذکرِ تو خَیرُالعَمل پسرِ شیرِ جمل، قاسم قاسم با جگر مثل عمو، نعره میزد به عدو بی زره آمده است، قاسم قاسم (قاسم ابنالحسن، یا قاسم ابنالحسن...) عجل دشمنه، بی زره و جوشنه سیزده ساله به میدان، یه تنه صد تنه مرد هر نبرده، منحصر به فرده مثل حیدر به پیشونیش دستمال زرده بر پا کرده، تکرار خیبر زیر پایش، پیکر به پیکر بین میدان، قاسم علی وار نعره میزد، الله اکبر سروِ رعنای حسن، ماهِ زیبای حسن شیرِ برنای حسن، قاسم قاسم هستیِ خون خدا، یادگارِ مجتبی نوهی شیر خدا، قاسم قاسم (یا قاسم مدد یا قاسم...)