علی جان، نظر کن به حالم که محزونم و دلپریشون
حسین عینی فردپسندیدن18
بازدید13.5K
علی جان... علی جان نظر کن به حالم که محزونم و دلپریشون شده پیکرت اِرباً اِربا جوونم تو میدون واویلا علی جان تموم تنت روی خاکا شده نیزه بارون غریبونه و تشنه لب دادی تو قتلگاه جون واویلا شده پشت و رو پیکر تو واویلا واویلا واویلا شده غرق خون حنجر تو واویلا واویلا واویلا علی جان زیر سُمِ مرکب شکسته شده استخونات مثل گل شدی پر پر و تو تشت ریخته اعضات واویلا علی جان زیر دشنه و نیزهها پیکرت وا شد از هم با شمشیر تو رو مُثله کردن، تنت شد چه درهم واویلا پیدات نمیکنم، همهجا پخش شده پیکر تو پیدات نمیکنم، کجا افتاده تنِ بی سرِ تو پیدات نمیکنم، پیدات نمیکنم عزیزم کنارت میشینم واویلا دارم چندتا اکبر میبینم واویلا علی جان بلندشو یه چیزی بگو رفته صبر و قرارم ببین خون شده قلبم و سر رو شونهت میذارم علی جان بعیده که دیگه بدون تو زنده بمونم بلندشو که بابات غریبه، بریده امونم غصه بیحده پاشو خوبیَت نداره عمه اومده پهلوتو شکسته دید فاطمه اومده، علی اکبر پاشو با وفا به زمین خوردنِ من میخنده اَشقیا دور تو کل میکشن دشمن بیحیا پیدات نمیکنم دیگه جایی رو نمیبینه چشام پیدات نمیکنم روی زانو سمت پیکرت بیام پیدات نمیکنم اِرباً اِربا شده اعضای تنت پیدات نمیکنم قطرهای مونده ز دریای تنت تشنه بودی آبت دادن با نیزه علی از عبای من، تن تو میریزه علی چکمههاتو درمیارم آروم جون بده ای صفای روزگارم آروم جون بده