علم زد حسین
محسن محمدی پناهپسندیدن1
بازدید100+
علم زد حسین خلیل آمد و بر صنم زد حسین مرامش تبر بر بنای ستم زد حسین محرم رسید و در این گاه جنگ در این فتنهی کفر و ننگ به طبل شهادت زد و راستی عجب سرنوشتی رقم زد حسین ببارد اگر مرگ از آسمان بریزند اگر بر سرم بمبها بیامان جهان هم شود متحد با یزیدزمان در این سرزمین در این خطهی پاک ایرانمان در این موطن قبلهی هشتمین نمیترسد آنکس که دم زد حسین وطن ایوطن به مشت گرهکرده رهبرت به گلهای نشکفتهی پرپرت به میناب و خاکستری که بجا مانده از دخترت که امسال ایران شده کربلا و در این سرا، دم از عاشقی با عجم زد حسین جهان در پناه حسین است و بس جهان جلوهگاه حسین است و بس و امسال آقایما نه در کربلا فقط، نه؛ حسینیهها نه در مسجد و تکیهها ببین در خیابان حرم زد حسین صدا میرسد نوای شه کربلا میرسد محرم شد و باز از ماذنه طنین عزا میرسد زمین سوگوار، آسمان سوگوار تمامی پیغمبران سوگوار علی سینهزن، نوحهخوان سوگوار شنو نالهی جانمادر حسین شنو نالهی عشقخواهر حسین حسن دم گرفته برادر حسین عزا، العزا، العزا، العزاست عزای شه تشنهی کربلاست از امشب قرار است، محشر شود قرار است ده روز دیگر زمین ز خون علیاکبرش تر شود قرار است تیری سهپر باعثِ قتلِ اصغر شود پس از قتل عباس، بین دونهر قرار است ارباب، بیسر شود چنان میشود چرخگردون خراب کنار سکینه، کنار رباب کنار اسیران بسته به بند طناب مقاتل نوشتند و تاریخ گفت: که با پای نیزه قدم زد حسین