علم تو دستاشه و حسین نگاش میکنه
سجاد محمدیپسندیدن90
بازدید11.6K
علم تو دستاشه و حسین نگاش میکنه علی داره از نجف با فاطمه دعاش میکنه خدا به همرات، علم رو دوشت بازوبند حیدر به بازوت زَهرهی دشمن میریزه آقا گره میافته تا به ابروت ابرو گره بزن، اباالفضل بذار هیبت حیدرو ببینن بکوب علم به روی خاک، علمدار بذار ساقی لشگرو ببینن میرِ لشگر، یا اباالفضل ای دلاور، یا اباالفضل ماه خیمه، یا اباالفضل پور حیدر، یا اباالفضل یااباالفضل ... علم که برداره لشگرو بهم میزنه ببین که با طَمطَراق جلو حرم قدم میزنه عجب شکوهی، عجب جلالی چه فرماندهی داره زینب خیال زینب آسوده میشه تا وقتی باشه یار زینب امنیت حرم همیشه به یک نگاهشه که برقراره اگر غضب کنه میبینه دشمن چه جور با عجله پا به فراره میرِ لشگر، یا اباالفضل ای دلاور، یا اباالفضل ماه خیمه، یا اباالفضل پور حیدر، یا اباالفضل یا اباالفضل ...